بسته
(0) کالا
هیچ محصولی در سبد خرید شما وجود ندارد.
دسته بندی محصولات
    فیلترها
    Preferences
    جستجو

    دوستی حیرت‌انگیز لوسیا و لیسیا

    درست است که سگ‌ها همه موجودات شگفت انگیزی هستند اما لیسیا،بی‌خانمان و ولگرد برزیلی یک نمونه عالی از این گونه است.این سگ‌ماده که در یک اوراق فروشی زندگی می کند،هر شب 4 مایل در تاریکی شب و اوج ترافیک راه می‌رود تا برای دوستانش غذا تهیه کند؛برای حیواناتی که خانواده‌اش هستند.یک سگ،یک گربه،چند جوجه و یک قاطر!

    لیسیا وقتی توله بود،در یک اوراق فروشی در سان کارلوس برزیل رها شده بود.نیلا وانیا آنتونیو،سرپرست اوراق فروشی او را پیدا و از او نگهداری کرد تا بزرگ شد.او در این مدت با بقیه حیوانات اوراق فروشی دوست شد.دوستی که به‌شان گرما،همراهی و همبستگی داد.3سال پیش لیسیا حامله شد و 8 توله زایید او می‌دانست حالا مسئولیت دارد وباید راهی پیدا کند که بتواند غذای توله‌هایش را فراهم کند.آخر در اوراق فروشی غذای چندانی پیدا نمی‌شد.همان موقع بود که شروع کرد شبها بیرون رفتن.او مایل‌ها راه می‌رفت تا از بین زباله‌ها غذا پیدا کند.در طول یکی از همین سفرهای شبانه بود که شانس به او رو کرد ویک خانم مهربان او را دید و دلش برایش سوخت.

    لوسیا که یک معلم است،لیسیا را دیده بود که دارد در خیابان‌ها پرسه می‌زند و فهمیده بود سگ بیچاره دنبال غذا می‌گردد:<<او راه می‌رفت و سطل‌های آشغال را بو می‌کرد.همین توجه مرا جلب کرد.فکر کردم بی‌خانمان است که این‌طور پی غذاست.این بود که برایش غذا آوردم.اول ایستاد و شروع کرد به خوردنفبعد کیسه غذا را برداشت و شروع کرد به دویدن.او می دوید و غذا همین‌طور پشت سرش از داخل کیسه بیرون می‌ریخت!روز بعد که دوباره آمد و به او غذا دادم کیسه را برایش گره زدم تا آن را گره زذه ببرد که میانه راه آنها را نریزد.>>

    یک روز لوسیا،لیسیا را تعقیب کرد فهمید چرا او هر شب کیسه را می‌برد.او کیسه را به اوراق فروشی می‌برد.نیل صاحب اوراق فروشی گفت:<<اوایل غذا را برای توله هایش می‌آورد اما به مرور شروع کرد غذا دادن به دیگر حیوانات.>>توله‌ها بلاخره صاحب پیدا کرده بودند اما لیسیا کارش را متوقف نکرد.در طول 3 سال گذشته او هر شب 4 مایل راه را طی می‌کرده؛از اوراقی به خانه لوسیا و از خانه لوسیا به اوراقی.لوسیا هم حالا هر شب ساعت 9در یک حیاط خالی همان نزدیکی‌های خانه اش منتظر لیسیا می‌شود.سگ می‌رسد و بلافاصله شروع به خوردن می‌کند.بعد هم باقی غذا را می‌برد.این کار لیسیا باعث شده لوسیا هم خانه‌نشین شود.او می‌گوید:<<من سفر نمی‌کنم و خانه‌ام را هم عوض نمی‌کنم.یا حتی جایی نمی‌روم،چون می دانم او به من وابسته شده است بنابراین به او تعهد دارم.البته او هم به من تعهد دارد.برای همین است که او هم هر شب می‌آید>>نیل هم معتقد است باید از این حیوان درس بزرگی گرفت.او می‌گوید:<<ما به عنوان آدمیزاد به سختی حاضریم چیزهایمان را با کسی تقسیم کنیم اما یک حیوان این طوری خوراکش را با دیگران تقسیم می‌کند و این باید درس بزرگی برایمان باشد.>>

     

     

    منبع:پیام دامپزشکان pet magazine

    نظر خود را وارد نمایید.